غلامعلى صفايى

386

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

است زيرا لفظ معطوف « للمؤمنين و المؤمنات » عام است و شامل معطوف عليه « من دخل بيتى مؤمنا » نيز مىشود . و همچنين واو مىتواند لفظ خاص را عطف بر لفظ عام كند ، مانند آيهء شريفهء : وَ إِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثاقَهُمْ وَ مِنْكَ وَ مِنْ نُوحٍ وَ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى وَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ( الأحزاب / 7 ) شاهد : در عطف « منك » و « من نوح » و مابعد آن كه خاص است بر لفظ « من النبيين » كه عام است مىباشد ؛ زيرا لفظ « من النبيين » عام و شامل جميع انبياء عليهم السّلام مىباشد . بايد توجه داشت كه در اين حكم ، « حتى » عاطفه با واو شريك است ، مثل « مات الناس حتى الأنبياء » زيرا « حتى » ، اسم خاص را عطف بر عام مىكند چون « الناس » اعم و « الانبياء » نسبت به « الناس » أخص مىباشد . به خلاف ديگر حروف عطف كه اين دو خصوصيت را ندارند . الثاني عشر : عطف عامل محذوفى كه معمولش باقى است بر يك عامل ديگرى كه مذكور مىباشد . شرط اين خاصيت واو اين است كه بين عامل مذكور و عامل محذوف ، يك قدر مشترك وجود داشته باشد ، مانند آيهء شريفهء : وَ الَّذِينَ تَبَوَّؤُا الدَّارَ وَ الْإِيمانَ مِنْ قَبْلِهِمْ ( الحشر / 9 ) شاهد : در عطف جمله « اعتقدوا الإيمان » به واسطهء واو كه عامل در آن « اعتقدوا » حذف شده و معمول آن كه « الايمان » است و باقى مانده بر جمله « تبوّؤا الدار » مىباشد در حالى كه بين عامل محذوف « اعتقدوا » و « تبوّؤا » به معناى « أقاموا » يك قدر مشترك وجود دارد و آن ايثار و از خودگذشتگى است و مراد از « الدار » مدينه است . « 1 » و اقامت در مدينه و اعتقاد و الايمان به خدا در زمان صدر اسلام ، نشانه ايثار و خودگذشتگى مسلمين بود . و لو لا هذا التقييد : اگر اين شرط و قيد « داشتن قدر مشترك بين معناى معطوف عليه مذكور و معطوف محذوف » نبود ، فاء در اين خصوصيت با واو شريك

--> ( 1 ) - مجمع البيان : 5 / 262 .